رابى بنيامين تودولايى ( مترجم : مهوش ناطق )
26
سفرنامه رابى بنيامين تودولايى ( فارسى )
كه امروز اين محل ويران و خالى از سكنه است « 1 » چنان كه در زمان رابى بنيامين نيز چنين بود ، زيرا از زمان سركوب مسلمين ديگر هيچ يهودى در آن ساكن نبود . منطق اين استدلال براى من قابل درك نيست . ساپير وضعيت زمان حاضر را به 700 سال پيش از خود ربط مىدهد ! او هيچ وقت در خيبر نبوده و حال مىخواهد از روى شرايط و وضعيت آن در زمان خود و فقط از روى شنيدهها با قطعيت ، وضعيت خيبر در قرن 12 را مشخص كند . البته تمام بار اين اطلاعات غلط و گمراهكننده فقط بر گردن ساپير و بىتوجهى و نگاه سطحى او نيست . او نيز خبررسانهايى داشت كه به آنها تكيه مىكرد . ابتدا دو يهودى « قرهئر » « 2 » كه ساپير در اورشليم با آنها آشنا شده بود و سپس مسلمانانى كه براى زيارت حج به مكه مىآمدند اطلاعاتى درباره خيبر به دست مىآورد . ساپير بيشتر اطلاعات تاريخى خود را مديون يك پزشك يهودى است كه بهطور تصادفى در عربستان با او روبه رو شد . اين پزشك مجارستانى الاصل در سال 1848
--> ( 1 ) قرن نوزده را نمىتوان با قرن 12 مقايسه كرد . آن زمان در مشرق زمين شرايط براى يهوديان بسيار بهتر بود . سلاطين و قدرتمندان جنوب غربى آسيا چنان درگير جنگهاى صليبى بودند كه به مسائل داخلى كمتر توجه مىكردند . از طرف ديگر شايد به دليل آنكه از سوى مسيحيان مورد تهديد بودند ، عمدا نسبت به يهوديان برخوردى دوستانهتر داشتند . اگر در گذشته چنين نبود ولى در آن زمان يهوديان عرب محل سكونت قديمى خود را باز پس گرفته ، قلاع خود را ساختند و دوباره قدرت يافتند . اما ممكن است آنها تا مدتهاى طولانى پس از سركوب توسط مسلمين دوباره به يكديگر نپيوستند و محل سكونت قديمى خود را به تدريج پس گرفتند . ( 2 ) . Kara ? er فرقهاى از يهوديان قرن هشتم در ايران كه به جاى تورات به تلمود اعتقاد داشتند .